الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

581

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

« معاويه » اطلاع داشته باشد هرگز خيال آن را هم نمىكند كه امكان داشته باشد معاويه با على بيعت كند چه اين كه امام ( ع ) « حنظله » برادر معاويه ، « وليد » دائيش و « عتبه » جد او را در « بدر » كشته بوده و ماجراى اختلاف او با امام ( ع ) در زمان عثمان مشهور است ، امام ( ع ) وضع معاويه را خوب مىدانست كه او هرگز تسليم حق نخواهد گرديد . نامبرده براى صحت اين معنى شواهدى مىآورد و نامه‌هائى كه بين مروان و « معاويه » و بين « معاويه » و « طلحه » و « زبير » و « سعيد بن عاص » و لعلى ابن اميه « وليد بن عقبه » در مورد بدست آوردن خلافت رد و بدل شده است چه در زمان عثمان و چه پس از قتل او ، نقل مىنمايد و مىگويد : همهء اين افراد معاويه را تحريك مىكردند كه خلافت را به دست آورد . تنها « سعيد بن عاص » بود كه در پاسخ معاويه وى را از اين كار بر حذر مىداشت . كسى كه با اين مطالب آشنا باشد مىداند كه معاويه هيچ چاره‌اى جز شمشير نداشت و امام ( ع ) از آغاز مىدانست كه چگونه با او رفتار كند . شارح مزبور آن گاه پاسخى در مورد سؤال بالا از « ابن سنان » در كتاب « العادل » نقل مىكند كه « همه مىدانند در جريان شورا « عبد الرحمن بن عوف » خلافت را به شرط عمل به كتاب و سنت و سيره « ابو بكر » و « عمر » به امام بر گزار كرد ولى آن حضرت نپذيرفت ، بلكه حاضر شد كه طبق كتاب خدا و سنت پيامبر و نظر خويش عمل كند در حالى كه مىتوانست « توريه » كند ( يعنى بگويد قبول كردم و منظورش اين باشد كه عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر را قبول نمودم ) چنين كسى كه حاضر نيست حتى يك دروغ توريه‌اى هم بگويد چگونه مىتواند يك انسان ستمگر را بر مقام خلافت مستقر سازد ؟ و او را نيرو دهد كه مردم از او متابعت كنند . در واقع معنى سؤال بالا اين است كه چرا امام ( ع ) براى تحكيم مقام خود ، فرمان خدا و حق مردم را زير پا نمىگذارد ؟ 2 - چرا امام گذاشت طلحه و زبير به مكه بروند ؟